عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

گاهی دستانم را می گیرم ،
دلم برایشان می سوزد ،
خیلی سرد اند ...
کمی خسته ام ...
دیگر در رویاهایم زیاد حرف زده ام ،
با سکوت زیاد همدم بوده ام ...
می روم کمی بخوابم ...
کمی آهسته ،
کمی دلگیر ،
می روم ...

آخرین مطالب
نویسندگان

باز هم سهراب سخن از زبان ما می گوید .....

چهارشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۵۰ ب.ظ

به نام " او "

مسافر از اتوبوس  پیاده شد:

"چه آسمان تمیزی!"

و امتداد خیابان غربت او را برد .


غروب بود.

صدای هوش گیاهان به گوش می آمد.

مسافر آمده بود

و روی صندلی راحتی ، کنار چمن

نشسته بود:

"دلم گرفته ،
دلم عجیب گرفته است.

تمام راه به یک چیز فکر میکردم

و رنگ دامنه ها هوش از سرم می برد .

خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود.

چه دره های عجیبی !

و اسب ،یادت هست،

سپید بود

و مثل واژه پاکی ، سکوت سبز چمن زار را چرا می کرد .

و بعد ، غربت رنگین قریه های سر راه .

و بعد ، تونل ها .

دلم گرفته ،

دلم عجیب گرفته است .

و هیچ چیز ،

نه این دقایق خوشبو ، که روی شاخه نارنج می شود خاموش،

نه این صداقت حرفی ، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بو ست ،

نه ، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند.

و فکر کنم 

 که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد.


سهراب سپهری

شعر بلند " مسافر"

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۳/۱۱/۰۸
مسافر

نظرات  (۱)

سفر زمانی پایان می یابد ...
زمانی که حزن پایدار شود ...
زمانی که به آن عادت کنی...

پاسخ:
حزن برایم پایدار شد ،
و اما هنوز در سفرم !

شاید به سمت بی کران اندوه ،
شاید به سمت انتهای غم ها ...
شاید به کوی سرگردانی ...

.......

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">