عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

گاهی دستانم را می گیرم ،
دلم برایشان می سوزد ،
خیلی سرد اند ...
کمی خسته ام ...
دیگر در رویاهایم زیاد حرف زده ام ،
با سکوت زیاد همدم بوده ام ...
می روم کمی بخوابم ...
کمی آهسته ،
کمی دلگیر ،
می روم ...

آخرین مطالب
نویسندگان

گاهی وقت ها

پنجشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۵۷ ق.ظ

به نام "او"

بعضی روزها، بعضی ثانیه ها ... عجیب دلم هوای خانه را می کند!

انقدر که دلم می خواهد تمام دنیا را بدهم ولی یک ثانیه در خانه باشم.

مادرم را بغل کنم ... پدرم را ببینم ... با برادر و خواهرم خانه را روی سرمان بگذاریم ...

و بعد

از سوز این رویا به اشک می رسم!

همیشه انقدر دلم تنگ می شود که دیگر هیچ راهی به جز گریه آرامم نمی کند!

حالا الان شنیده ام که دره شهر زلزله آمده است،

چگونه آرام باشم! وقتی که اولین معشوقه ام در خطر است!

چگونه از پس ثانیه ها به دوردست خیره شوم که ای کاش زلزله نیامده بود!

که من راحت میخوابیدم امروز!

دلم خیلی برای خانه تنگ شده است!

به زودی به خانه می روم! برای آغاز نبردی دوباره...

برای حمله به غم! برای روزهایی نارنجی!

باشد که خدا را بیابیم!



آری دلم تنگ است.... دلم برای مظاهر خدا، پدر و مادرم تنگ است!

دلم برای خدا تنگ است ...


دارم  می روم!

و حرف ها نا تمام مانده اند ... و می مانند !


"مسافر"

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۰۳
مسافر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">