عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

گاهی دستانم را می گیرم ،
دلم برایشان می سوزد ،
خیلی سرد اند ...
کمی خسته ام ...
دیگر در رویاهایم زیاد حرف زده ام ،
با سکوت زیاد همدم بوده ام ...
می روم کمی بخوابم ...
کمی آهسته ،
کمی دلگیر ،
می روم ...

آخرین مطالب
نویسندگان

خواهش

چهارشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۴۵ ق.ظ

به نام "او"


دستانش بر چشمانش بود،


می خندید سرمست،


می رقصید چون برگ خزان،


می اندیشید به سان کودکی خردسال،


و دستانش بر چشمانش!


فریاد می زد که تو مرا نخواهی دید!!!!


او نمی دید تا رویای وصل برگ و باد محقق نشود.



اما


رویای وصل به چشمانمان کاری  ندارد،



رویا بر قلب وارد می شود. جایی که هیچ چیز دیدنی نیست!


هیچ چیز قابل لمس نیست.


جایی که توصیفش نمی توان کرد!


فقط می توان احساسش کرد، فهمیدش!


من تو را می فهمم که آرام آرام انگشتانم را یک به یک باز میکنی!


من می دانم که هنوز می توان از برگ و باد، آتش ساخت!


من می دانم که روزی شکست خواهم خورد.


خواهشی دارم!


بگذار پیروزمندانه شکست را ببینم!




"مسافر"

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۸
مسافر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">