عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

گاهی دستانم را می گیرم ،
دلم برایشان می سوزد ،
خیلی سرد اند ...
کمی خسته ام ...
دیگر در رویاهایم زیاد حرف زده ام ،
با سکوت زیاد همدم بوده ام ...
می روم کمی بخوابم ...
کمی آهسته ،
کمی دلگیر ،
می روم ...

آخرین مطالب
نویسندگان

۱۰ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

به نام "او"


می خواهم بنویسم اما ،


سکوت بهتر است ...


بگذار دیگران بنویسند ،


دیگر نیازی به نوشتن ما نیست ...


"مسافر"

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۴ ، ۲۰:۳۳
مسافر

به نام "او"


بعد از یک روز دوندگی و خستگی شدید ....


بازی با دوستان چقدر خوبه ;)


"مسافر"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۳۸
مسافر
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۱۵:۲۰
مسافر

به نام "او"


بعضی از فیلم ها خیلی خووووووووووووبن ! یعنی میشه چندین بار اونا رو دید !

میشه چندین بار لذت برد ...


یکی از بهترین فیلم هایی که این چند وقته دیدم :


پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ : هیچ چیز تا ابد منتظر تو نخواهد بود ، حتی زمــــــــــــــــــــــان !

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۴ ، ۱۷:۳۱
مسافر

به نام "او"

من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی کنم / صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۲۰
مسافر

به نام "او"


و نبردی که پایان گرفت ،


خیلی زود  و خیلی دیر ،


و در پایان از همه چیز خرسندم !


از تلاشم ، از صبرم ، از اشک ها و لبخند هایم !


گاهی خاطرات آزارم می دهد اما نبرد پایان گرفته است ...


دیگر هنگامه آن است که زخم ها را درمان کنم ،


و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست ،


آری باد به سر وقت چنار رفت .


سلام 

ای مسافر !


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۴ ، ۲۱:۰۷
مسافر

به نام "او"


من با تاب ، من با تب ،

خانه ای در آن طرف شهر ساخته ام ....


"مساقر"

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۰۸
مسافر

به نام " خدایی که همین نزدیکی ست "


ای "او" ی جاودان من !


ای هستی بخش رنگ های رنگین کمان ،


ای کسی که سبز با تو معنا می گیرد ،


و ای وجودی که لحظه ها را نارنجی می کنی ...


آری ! خدای من !


با تو سخن می گویم ،


دیگر این بار صریح می نویسم !


بی حرفی از وزن های ساختگی ،


بی نشان از قافیه های هم رنگ ،


می نویسم برای تو !


از دلتنگی هایم ،


از بی نهایت احساس ،


از اشک های همواره ام ،


از گونه های شبنم زده ام ،


از اندوهی که ناگاه جانم را می گیرد ،


از خودم برایت می نویسم !


و می دانم که از حالم خبر داری ...


اما می نویسم شاید که اندکی این بغض گلویم را رها سازد ...


می نویسم که به یادگار بماند ،


می نویسم تا بدانند که چه شد ،


می نویسم تا شمع بداند سوزناک تر از آتش ، دل پروانه است ،


می نویسم تا لیلی بداند که مجنون ، لیلا شد ،


می نویسم از زمین ، از زمان ، از درخت ،


می نویسم از بهار ، از پاییز ، از برگ های طلایی شده ،


می نویسم ،


تا شاهدی باشد برای قرن های بی پایان !


تا مسیری باشد برای مسافران ،


تا اندوهی باشد بس شیرین ،


می نویسم که :


حرف هایم را ننوشتم ، 


همه اش را در گوش باد خواندم ،


همه اش را اشک کردم در دامن گل ،


همه اش را برگ کردم در دست باد ،


همه حرف هایم را ننوشته ام !

همه را به خودت گفته ام ....


حرف هایم برای خودمان می ماند ،


اشک هایم برای تو ،


"هیچ" برای من !


.

.

.

"مسافر"

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۳۹
مسافر

به نام "حق"


علی قبر مرا مخفی ز چشم دشمنان کن 

وداعی در دل شب با نیلوفر جوان کن


.....


عزیز مهربونم جوون قد کمونم 

مگه خودت نگفتی علی پیشت میمونم ....


....


مرو ای همسر خسته ببین قلبم شکسته 

کنار در رو سجاده ببین زینب نشسته


......


علی ماند و مدینه !

با یک دنیا حرف در سینه ....


یا فاطمه یا زهرا !


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۴۶
مسافر

به نام " او "


ای "او" ی جاودان من !


ای هر آنچه که هستم و دارم !


ای تمامی من !


ای ریباترین من !


سال ها را نو می کنی و من نو می شوم از تو !


"او" ی جاودان من ، من تو را دوست دارم !


جاودان بمان در قلبم ،


که من از تو ، نو می شوم ...


"مسافر"

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۴ ، ۲۱:۵۴
مسافر