عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

گاهی دستانم را می گیرم ،
دلم برایشان می سوزد ،
خیلی سرد اند ...
کمی خسته ام ...
دیگر در رویاهایم زیاد حرف زده ام ،
با سکوت زیاد همدم بوده ام ...
می روم کمی بخوابم ...
کمی آهسته ،
کمی دلگیر ،
می روم ...

آخرین مطالب
نویسندگان

۱ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

به نام "او"

اکنون می نویسم که ، آرامم !
نه این که جهان آرام باشد ،
و یا چهره سهمگین طوفان ها ذره ای تغییر کرده باشد ،
و نه حتی این که گنجشک کوچه مان دوباره به ملاقاتم بیاید !
نه ! هیچ چیز عوض نشد.
اما من رفته ام ! 
با برگ ها در دست باد ...
دور ! خیلی دور تر از افق چشمانم !
من به دریاها زده ام ،
با قایقی که باید به آب می افتاد ...
دیر نخواهید پایید .
این صدای کهنه و تکراری دیگر شنیده نخواهد شد !
همه چیز تازه خواهد شد ....
لاجرم ، تازگی را باید پذیرفت ،
چه خوش گفت سهراب :
پشت سر ، باد نمی آید !
من هم به همان سمتی رهسپار خواهم شد که درختان حماسی پیداست !
همان جایی که نسیم خنک عشق می آید ...
بوی آرامش دیرین ...
هوس لمس سرانگشتان یار ...
لذت بیرون آوردن پیراهن خستگی ...
سودای بوسیدن سیب !
من ... نه من دیگر معنا ندارد ....


.

.

.


"مسافر"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۴ ، ۱۴:۰۳
مسافر