عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

گاهی دستانم را می گیرم ،
دلم برایشان می سوزد ،
خیلی سرد اند ...
کمی خسته ام ...
دیگر در رویاهایم زیاد حرف زده ام ،
با سکوت زیاد همدم بوده ام ...
می روم کمی بخوابم ...
کمی آهسته ،
کمی دلگیر ،
می روم ...

آخرین مطالب
نویسندگان

۱ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

به نام "او"


دوباره نوشتن همدم دردهای کهنه شد ، دردهایی که گاهی سر از زخم بیرون می آورند
دوباره نوشتن همدم سرابی شد که از روز های خوشم باقی مانده است ،
گاهی فال حافظ میگیرم تا ذره ای روح به این تن بی جان بدمم !
دلم برای تماشای طلوع آفتاب تنگ شده است.
دوست دارم تا یک بار دیگر آسمان فراغت را در آغوش کشم و تنها در گوشه ای بشینم  و بیندیشم به آنچه که تا کنون بر من رفته است !
بیندیشم که با روزهای مانده چه کنم؟
بیندیشم که لحظه ها را چگونه سپری کنم ؟
آنگاه تصمیم بگیرم و در برابر سختی هایش تحمل را زمزمه کنم ....
آه ....
گاهی حرفی حدیثی روحم را زنده می کند ، اما این من دیگر زنده نیست !
سرنوشت بازی عجیبی است ، پر از شکست و پر از پیروزی !
به امید روزی که امیدهایم نا امید نگردند ...
به امید یافتن دوباره عشق
به امید زمزمه شدن زیبایی در چشمانم 
به این امید پلک روی پلک می گذارم ، چشمانم را می بندم ،
دوباره باز می کنم تا که شاید خورشیدی در تاریکی به انتظارم نشسته باشد ....


"مسافر"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۰۱
مسافر