عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

گاهی دستانم را می گیرم ،
دلم برایشان می سوزد ،
خیلی سرد اند ...
کمی خسته ام ...
دیگر در رویاهایم زیاد حرف زده ام ،
با سکوت زیاد همدم بوده ام ...
می روم کمی بخوابم ...
کمی آهسته ،
کمی دلگیر ،
می روم ...

آخرین مطالب
نویسندگان

۲ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

به نام "او"

ای کاش 25 آذر پنج شنبه بود...

ای کاش هوا کمی آفتابی می شد!

ای کاش حجم وقت دو برابر می شد

ای کاش همراه بادهای پاییزی به کافه ام می آمدی ،

می نشستی گرم از سوزِ زمستانِ فراق می گفتی.

ای کاش در میان خلوت اشیا ، در میان سکوت سنگین درختان 

صدایت خواب را بر همه عشاق حرام می کرد

ای کاش می شد فهمید که از کدام شاخه حیات باید گریخت

ای کاش می شد از بوی نهال زنده شد

ای کاش دیروز وقتی که توپ را شوت کردم به گل می نشست

ای کاش دیروز روی پله ها وقتی که پاهایم گرفت ، پرواز می کردم

ای کاش دیروز تعطیل بود ... به دلیل بارش برف تنهایی ...

ای کاش دیروز لااقل باران میبارید و سیل اشک شهر را به تعطیلی می کشاند ...

ای کاش دیروز ، امروز بود !

ای کاش زیبا بود ...

اما با این همه چون "او" بود همه چیز زیبا شد ،

همه چیز جان گرفت ، خستگی از کار افتاد !

"او" ی جاودان من با من بود ، هست ، خواهد بود ...

"مسافر"

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۴ ، ۱۲:۵۶
مسافر

به نام "خدای حسین(ع) "


چه می شود آن گاه که تو را می خوانند ؟
چرا تو را می خوانند ؟
حال آن که زمانی مرا خواندند که در سیاه ترین روز ها بودم و در تاریک ترین شب ها !
حال آنکه زمانی خوانده شدم که هیچ نوری از امید در دلم زنده نبود ....
این جا، جایی برای ماندن نبود ...
و اکنون تنها سخنم این است !
دست مادری را باید بوسید که غلام هدیه کرد !

من غلام قمرم ، غیر قمر هیچ مگو !



"مسافر"
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۴ ، ۲۱:۲۵
مسافر