عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

گاهی دستانم را می گیرم ،
دلم برایشان می سوزد ،
خیلی سرد اند ...
کمی خسته ام ...
دیگر در رویاهایم زیاد حرف زده ام ،
با سکوت زیاد همدم بوده ام ...
می روم کمی بخوابم ...
کمی آهسته ،
کمی دلگیر ،
می روم ...

آخرین مطالب
نویسندگان

۲ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

منتظرم
اما انتظارم منظقی نیست
چون تو دیگر نیستی 
چون تو دیگر نیست ....
تو را من روزهاست چشم در راهم اما
اما منظقی نیست
تو نیستی ....
تو دیگر نیستی ....
حتی اگر می بودی هم منظقی نبود
حالا با اینکه هستی اما نیستی
منظقی نیست ....
تو نیستی ....
خدایا ....

                                                 شبگرد
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۱۹
شبگرد

به نام "او"

گاهی باید اندیشید...


باید دید که یعنی چه؟


معناها را معنا کرد و باز معنا!


باید رفت و گم شد ... در هر کلمه ای که رها می شود از چله زبان!


گاهی بعضی از واژه ها خیلی دور هستند... و معنای شان نزدیک ...


و امان از آن واژه ای که نزدیک است و معنایش بس بعید!!


مثلا واژه دلتنگی... چه نزدیک و چه دور...


مثل خاموش بودن ... چه دور و چه نزدیک...


گاه باید آدم ها را معنا کرد...


بعضی انسان ها نزدیکند و معنایشان چقدر دور تر از درختان خیابان دلتنگی است!


بعضی آدم ها چقدر دورتر از خانه تابستانی مان هستند ... اما چقدر به ترجمان واژه دوست نزدیک!


گاهی باید خاموش بود و دوست را نظاره کرد


گاهی باید دلتنگ بود ....


وقتی که او خیلی دور است ...


اما...


چیزی هست ... سرشار از اعجاب آفرینش، سرشار از معناهای اسرار آمیز...


چشم ها!!!


معنا نمی شوند ... حس می شوند ...


نگاه را نمی شود معنا کرد ...


مثلا با کدامین واژه میخواهند بگویند که نگاه من چه می گوید؟؟


گاهی کسی می گوید:


دلتنگ ِ خاموش!


گاهی،


افسرده...


گاهی


هیچ!



و باید گفت که هیچ!


هیچکدام... هرگز نخواهد توانست بفهمد که چه در سیاه چاله چشمان او می گذرد ...


او خیلی دور است


او خیلی بی معناست ...


او، نگاه را می گویم،


او چیزی دارد برای گفتن


چیزی برای شنیده نشدن!


چیزی برای رفتن ...


خیلی دور!!!



"مسافر"

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۰۵
مسافر