عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

چرک نویس های من !

عشق صدای فاصله هاست ...

گاهی دستانم را می گیرم ،
دلم برایشان می سوزد ،
خیلی سرد اند ...
کمی خسته ام ...
دیگر در رویاهایم زیاد حرف زده ام ،
با سکوت زیاد همدم بوده ام ...
می روم کمی بخوابم ...
کمی آهسته ،
کمی دلگیر ،
می روم ...

آخرین مطالب
نویسندگان

۱ مطلب در مهر ۱۳۹۶ ثبت شده است

به نام "او"


بحث بر سر ماندن و نماندن نیست،


حتی بحث بر روی عشق و بی عشقی نیست،


اینجا بحث از مرگ دل است...


رسیده ام به همان حوض بی کسی سهراب،


جایی که می رفتیم و عکس تنهایی مان را در آن میدیدیم چند وقتی است که دیگر نیست!


خیلی تنها شده ام،


یادم می آید زمانی با باد سخن می گفتم...


اما این روزها تمام امتحان های باران را رفوزه می شوم...


من یک دروغم،


دروغی بزرگ به وسعت تاریخ،


دروغی که باز هم متولد شد تا طعم تلخ مرگ را بچشد ...


این بار کدامین تاوان را باید زمزمه کنم؟


این بار باید از کدامین پرتگاه طعم سقوط را بچشم؟؟


دلم گرفته است...


توو سیاه و مات شب بود تار دیدم که خطا نیست...


خدایا، ببخش و بپوشان... به سان همیشه... 


دلم آنچنان گرفته است که بدون هیچ فکری برای اردوی مشهد ثبت نام کردم...


عجب اوضاع نا به سامانی دارم... چقدر دلم رفتن میخواهد... و این بار بیشتر مردن میخواهم...



مرگ به گمانم تنها چیزی ست که می توانم بدان آرام گیرم... 


این التهاب آرام نخواهد شد...


"مسافر"

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۶ ، ۲۱:۲۵
مسافر